آهنگی از رضا صادقی

دانلود

 



+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 20:5 توسط sAdEgH |



زندگی،نقطه سرخط بی وفاییت شده عادت
تو نوشته بودی دیدار سه تا نقطه به قیامت
زندگی،نقطه سر خط تلگرافی شده نامه ات
 قلبمو مچاله کردی لای نقطه چین نامه ات
عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه،عوض جواب نامه ات
با 32 حرف دلگیر،مختصر مفید و ساده
گفتی که سایه عشقت از سرم خیلی زیاده
زیر درد و خط کشیدی،ضربدر زدی رواسمم
تا بدونم که به عشقت،تا که جون دارم طلسمم
عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه...
روی یک کاغذ بیخط،حرفای خسته به نوبت
روی سرزمین نامه ات،حرف ت کرده قیامت
ت مثه تو،مثل تردید،ت مثه آخر طاقت
مثه تنهایی،مثل تب مثه آخر خیانت
عزیزم نقطه ته خط  برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه،عوض جواب نامه ات



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 11:51 توسط sAdEgH |


...

می خواهم گریه کنم

گفتم که دوستت دارم ، گفتی که باور نداری

گفتم این کلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم ،

گفتی دلم را نیز باور نداری!سکوت تلخی کردم و از ته دلم آه کشیدم.

مدتی سکوت با چشمانی خیس……

گونه ام خیس شد و قلبم شکسته !

گفتی که تو قلبم را شکستی ، گفتم که قلبت شکسته نشد ،

بلکه احساست درهم شکست،گفتی سکوت کن میخواهم گریه کنم ،

من نیز سکوت کردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشک ریختم!

گفتی بی خیالی از اشکهایم ،چیزی نگفتم ، و باز سکوت و یک آه تلخ!

گفتی کاش که عاشق نمی شدم گفتم عاشقی همه این دردها را دارد .

گفتی خسته شدی از همه کس ، گفتم که صبور باش عزیزم من با تو می مانم.

گفتی خیلی تنهایی ، گفتم کسی که عاشق است

تنهایی را نمی شناسد و باز گفتی تنهایی ،

گفتم کسی که عاشق است قلب یارش باید همان تنهایی او باشد!

گفتی که این حرفایت تکراری است ، گفتم به جز تکرارش راهی نیست!

گفتی که آغوشم را میخواهی ، گفتم که منتظر بمان عزیزم!

گفتی که شانه هایم را میخواهی ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم!

گفتی که تو از حرفهایم پریشانی ، گفتم حرفی نیست

و حرفهایت شکنجه ای بیش نیست!

گفتی که لبخندی بزن ، گفتم که حس لبخند نیست

گفتم با اینکه این کلمه تکراری است و

با اینکه باور نداری باز میگویم که دوستت دارم چیزی نگفتی و سکوت

کردی !


گفتم که دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم

و اشک از چشمانم سرازیر شد!

و باز چیزی نگفتی و به جای سکوت اینبار

تو نیز مانند من اشک ریختی و با بغض و

با صدای آهسته گفتی که من نیز تو را دوست می دارم عزیزم،

لبخند تلخی بر لبانم نشست و باز چشمان خیسم خیستر شد


+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 1:32 توسط sAdEgH |



هر کسی سهم خودش را طلبید 


سهم هر کس که رسید

 

داغ تر از دل ما بود

 

ولی نوبت من که رسید  

سهم من یخ زده بود!


سهم من چیست مگر؟


یک پاسخ


پاسخ یک حسرت! 

 

سهم من کوچک بود

 

قد انگشتانم 


عمق آن وسعت داشت

 

وسعتی تا ته دلتنگیها

 

شاید از وسعت آن بود


که بی پاسخ ماند





چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند


تماشای تو زیباست اگر بگذارند


سند عقل مشاعی است همه میدانند


عشق امافقط از ماست اگر بگذارند


از اظهار نظرهای دلم فهمیدم


عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند


دل رنجیده من اینهمه بیهوده مگرد


خانه دوست همینجاست اگر بگذارند


غضب آلوده نگاهم مکن ای محبوبم


دل تو مال منم هست اگر بگذارند





کاش آن روز که تقدیم تو شد همه ی هستی من

 

 

می سپردم که مواظب باشی جنس این جام بلور است


 

 لبریز از عشق و غرور گر بازیچه شود


       

بخدا می شکند ...می شکند... می شکند


st72



+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 17:28 توسط sAdEgH |


 هیچ انتظاری از کسی ندارم !


و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !


مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...


خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه…


دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه…


نتونه به هیچکی اعتماد کنه…


هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه, آخرش برسه به

یه بن بست …




تک و تنها


با یه دلی که هی مجبورش می کنه اونو خالی کنه …


اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه آسمون رو می بینه به اون

هم نمی تونه بگه…


خبری از آسمون هم ندیده


مگه چند بار اشک های شبونش رو پاک کرده…؟!


بهش محل هم نداده تا رفته گریه کنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن

کرده تا کم نیاره …


خیلی سخته ادم خودش رو به تنهایی خوش کنه اما دلی داشته باشه که

مدام از تنهایی بناله…





+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 16:52 توسط sAdEgH |


هر کسی هم نفسم شد


دست آخر قفسم شد


منه ساده به خیالم


که همه کارو کسم شد


اون که عاشقانه خندید


خنده های منو دزدید


پشت پلک مهربونیش


خواب یه توطئه میدید


رسیده ام به ناکجا


خسته از این حال وهوا


حدیث تلخیست مرا


طاقت من نیست...




+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 23:46 توسط sAdEgH |


ای کاش تنها یک نفرهم دراین دنیا مرایاری کند،ای کاش میتوانستم باکسی دردودل کنم تابگویم که،من دیگرخسته ترازآنم که زندگی کنم تاابدغم شبهایم را،تابفهمنددردتن خسته وبیمارم را،قانون دنیا"تنهایی"من قانون عشق است وعشق ارمغان دلدادگیست واین سرنوشت سادگیست...



به همین راحتی
مرا ندیدی ...

من
به همان راحتی
تو را کنار گذاشتم ...

طول رابطه
دلیل بر عمر باقی
نخواهد بود ...

من برای دنیایم
شریک می خواستم
تو حتی زحمت دیدن دنیایم را هم
به خود ندادی ...

جدایی
را دوست ندارم
اما گاهی بین بَد و بَدتر
مجبور به انتخاب بَد هستم ...

خود خواهی من
حاصل تنهایی مفرطم بود
تو حتی تنهاییم را نفهمیدی ...

تمام خاطرات منِ با تو بودن
برای من ...
تمام خاطرات توِ با من بودن
باز برای من ...

دنیای تنهای من
قدر لحظات دوتایی رو خوب میدانند ...
اما دنیای لوکس تو ...

هیچ وقت از دیدن کلمه پایان
احساس خوبی نداشتم ...

اما ...

پای آ ن ...



+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 1:13 توسط sAdEgH |


میخام گریه کنم


میخام سرمو بذارم روی شونه های مطمئنی و های های گریه کنم


اما اون شونه های مطمئن رو از دست دادم


اما همدمم رو از دست دادم


بعضی وقتا فکر میکنم که یکی از من گرفتتش


اما خودم میدونم که خودم باعث رفتنش شدم


کاش برمی گشت


کاش میشد زمان رو به عقب برگردوند


کاش من به کارام فکر میکردم


به حرفام


به خودم



عشق من...تمام وجود من...زندگی من


کاش تو نمی فتی


کاش میفهمیدی که چه حالیم...


همش کاش...


همش وعده الکی به دل دادن


همش...همش قدر ندونستن 


همش خاطره


همش اشک


همش گریه


همش بیخوابی


همش...همش روزای تکراری


خدایا من پشیمانم.بهش بگو برگرده.من منتظرشم




+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 0:31 توسط sAdEgH |


مرا دریاب

تو ای تنهاترین شاهد

تو ای تنها در این دنیا و هر دنیا



بجز تو آشنایی من نمی‌یابم

بجز تو تكیه‌گاه و همزبانی من نمی‌خواهم

مرا دریاب



تو میدانی كه من آرام و دلپاكم

و میدانی كه قلبم جز به عشق تو

و نام تو

و یاد تو

نخواهد زد



و می‌دانی كه من ناخوانده مهمانی در این ظلمت‌سرا هستم

مرا دریاب

كه من تنهاترین تنهای بی‌سامان این شهرم

مرا بنگر.. مرا دریاب


قسم به راز چشمانم 


به‌ اقیانوس بی‌پایان رویایم

به رنگ زرد به رنگ بی‌وفایی‌ها

به عشق پاك

به ایمانم

به چین صورت مادر

به دست خسته‌ی بابا

به آه سرد تنهایی

به قلب مرده‌ی زاغان

به درد كهنه‌ی زندان

به اشك حسرت روحم

به راز سر به مُهر سینه‌ی اسبم

اگر دستم بگیری و

از این زندان رها سازی

برایت عاشقانه شعر خواهم گفت

همین یك قلب پاكم را

و روح بی‌قرارم را كه زندانی‌ست

به تو ای مهربان تقدیم خواهم كرد


مرا از غربت زندان رها گردان 


نگاه بی‌پناهم بر در زندان تنهایی روح خسته‌ام خشكید

مرا دریاب

مرا دریاب كه غمگینم


برچسب‌ها: عاشقانه

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 20:1 توسط sAdEgH |


















About Weblog


معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟

من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست؟

گاه اگر از دوست پیغامی نیاید بهتر است

داستان‌هایی که مردم از تو می‌گویند چیست؟

خود قضاوت کن اگر درمان دردم عشق توست

این سرآشفته و این قلب ناخرسند چیست؟

چند روز از عمر گل‌های بهاری مانده است

ارزش جان‌کندن گل‌ها در این یک چند چیست؟

از تو هم دل کندم و دیگر نپرسیدم ز خویش

چاره معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست؟

عشق، نفرت، شوق، بیزاری، تمنا یا گریز

حاصل آغوش گرم آتش و اسفند چیست؟


Menu

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

Recent Posts


تقدیم به اونی که خودش میدونه...

...

انتظار ندارم...
هرکسی...
تنهایی...
پشیمانم...
دریاب...مرا دریاب

Archive


آذر 1392
مرداد 1392
آذر 1391
آبان 1391

Links

دانشجویان کارشناسی اتاق عمل90
گالري عکس
قالب وبلاگ


قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
گالري عکس